...................
ان شب از فریاد تو شکستم......
تو میخندیدی........به جهنم که شکستی.......
بغض راه نفسم را بست.....وتو پژواک صدای محزون و پریشانم را نشنیده گرفتی.....
شب بخیر گفتم وتو بی اعتنایی تو به اغوش بازم......
گریه میکنم اما سکوت ...صدایم میکند.....صبور باش ......التماس نکن......وتو را هرگز ندید.....ومن دلم سخت در حسرت میماند.....
به خواب مرگ خواهم رفت و صبح فردا با بوسه خدا دوباره متولد خواهم شد اما این بار خالی از وجود تو.....
سخت است اما به زودی تو فقط یک خاطره.....یک خیال.....یک افسوس خواهی شد......





+ نوشته شده در شنبه دوم اردیبهشت ۱۳۹۱ ساعت 23:10 توسط رها....
|
همه چی تمومه