سلاااااااام
زنگ خورد
یهو برداشتم دیدم یه پسر اما صداش خیلی برام عزیزه![]()
اره درست حدس زدید مرتضی جونم بود
گوشیو جواب دادم
فکر کردم میخواد بارم کنه
اما دیدم نه بابا داره مثل قبل باهام میحرفه
من از خوشحالی اینکه مرتضی بهم زنگ زده والان دارم صدای
بهترین ومهترین کسو تو زندگیم میشنوم داشتم ذوق مرگ میشدم واز
تعجب رنگم پریده بود و از خوشحالی از چشام اشک میومد
اما
نذاشتم مرتضی بفهمه که من دارم گریه میکنم
واروم حرف میزدم
بعد هم که مرتضی جونم فهمید که من دارم ذوق مرگ میشم گفت جیغ
نزنی یه وقت
بعد هم من بهش گفتم تو که میدونی من چقدر دوست
دارم چرا اذیتم میکنی؟؟؟؟؟
اونم هیچی نگفت وبعد از کلی
سکوت گفت مردا دوست داشتنشونو ابراز نمیکنن
چون مردا
غرور دارن
قربون اون غرورت که باعث دق مرگ شدن من داره میشه
بعد هم گفت من که دختر نیستم هر لحظه بگم دوست دارم![]()
بعد هم گفت دیدی وبمو فیلتر کردن گفتم بله وبهش گفتم ناراحت نباش
خودم برات درست کردم
بعد هم بهش گفتم برات ادرسشو
میفرستم
بعد هم بای کردیم
اما من بعد از قطع کردن کلی
گریه کردم
وخدارو برای فرستادن دوباره مرتضی شکر کردم![]()
وازش خواستم مرتضی برای همیشه مال من شه
بعد هم رفتم دریا اونجا همش به فکر مرتضی بودم![]()
همش هم اسمشو روشن و ماسه های ساحل مینوشتم اما موج میومد
پاکش میکرد
منم دوباره مینوشتم
نه فقط اسم مرتضی روبلکه
اسم خودم رو هم مینوشتم کلی قلب هم کشیدم![]()
![]()
اخر شب وقتی
میخواستم بیام رو ماسه ها ۱۲ متر نوشتم اما دیگه موج پاکش نمیکرد![]()
همه میومدن نور میزدن و میخوندن چون من فقط داشتم مینوشتم![]()
همه هم از قلبایی که کشیدم وmهایی که نوشتم عکس میگرفتن
خودم فقط از قلبی که کشیدم عکس گرفتم چون وقت نکردم عکس بندازم
تعریف خودم نباشه خیلی قشنگ نوشتم
بعد هم تو راه که ساعت۱۲
بامداد بود برای مرتضی جونم اس دادم که روز مرد مبارک 
وگفتم خیلی دوست دارم
اما از اون روز به بعد ازش خبر ندارم![]()
از خدا واز شماها که برام دعا کردین ممنونم
بازم برام دعا کنید که
مرتضی مال من شه
همتونو دوس دارم .
بای![]()

قلب کوچکم را به چه کسی بدهم؟
من قلب کوچولویی دارم.خیلی کوچولو.خیلی خیلی کوچولو.
دلم میخواد تمام این قلب کوچولوی کوچولو رو مثل یه خونه کوچولو
به کسی بدهم که خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خ...............
دوسش دارم!!!
تقدیم میکنم به

همه چی تمومه